برای آغاز بحث و شناخت واقعی موسیقی و جنبشِ "هوی متال" به عقاید " نیچه " فیلسوف هستی گرا كه می توانیم او را بزرگترین عنصر تاثیر گذار بر این جنبش بخوانیم ، اشاره می كنیم .
نیچه بشریت را معلق در میان "انسان" و "ابر انسان" یافت . ابر انسانی كه می بایست الگو وهدف هرانسان باشد و موجودی است متعالی كه بر ضد همه چیز قیام خواهد كرد . وی ادامه میدهد كه بشر جامعه كنونی از كنش ها و واكنش های خویش می ترسد و همیشه در واهمه است كه مبادا رفتار وی غلط باشد .اینجاست كه بشر همواره نیاز به یك "راهنما" دارد .
نیچه می گوید : آگاهی بر فانی بودن زندگی و وجود مرگ به عنوان نقطه پایان ، امری است انكار نشدنی .
وی بی پروا اعلام می كند كه مذهب و اجتماع فرقه هایی هستند كه مرگ ابدی را نفی می كنند و از طریق ایجاد اخلاقیات تصنعی مسیری را به فرد اعطا می كند كه با طی آن بتواند برتر از آن چیزی باشد كه میتواند، واین چیزی نیست جز امیددهی پوچ و مصنوعی برای بهره كشی سیاسی و اجتماعی .
"هوی متال" شیدای جریان "مرگ" و " نیستی " می گردد و مستقیما شروع به رواج آن در جهان مخاطبان خویش می كند .هوی متال با بكارگیری تفكرات نیچه با ریشه های اصلی رفتار شناسی و عرفان كلیسایی كه بر پایه شناسایی " خوب" و" بد " و تضادهای بین عناصر " اهریمنی " و " خدایی" شكل گرفته اند مبارزه می كند .
از دیدگاه مذاهب "مرگ" و" رنج" از عناصر " اهریمنی " محسوب می گردند و در عمق خود با اخلا قیاتی كه در مذاهب و دیدگاه های ایده آلیستی بر آنها تاكید می شود تضاد می یابند . به همین دلیل است كه تفكرات نیچه متضاد با تفكرات كلیسایی به عنوان تفكرات "پوچ گرایانه" تلقی می گردند ، حال آنكه بوداییان ( و آیین های نوتر از آن ) معتقدند كه مذهب غرب از عرفان عالی به دور است . اگر مرگ چیزی است واقعی كه با آن تمامی بصیرتهای انسان گرفته می شود انسان باید چه كند كه 1- زندگی را حس كند ؟ و 2- آن را ارزشمند بداند؟ وبه همین دلیل است كه انها به "بقا و تناسخ " معتقدند .
برای اولین بار در آثار دو نویسنده مدرن به نامهای " ویلیام فاكنر" و " ویلیام اس. بروفس" در سالهای قبل از 1960 و بعدها "شوپنهاور" و" هایدگر" و همچنین گفته های نیچه به این نتیجه میرسیم كه واژه هایی چون ترس، قدرت، سكس ، مرگ و ... مفاهیمی دروغین هستند كه به عنوان قراردادهای مصنوعی از لایه های زیرین رفتارهای اجتماعی برمی خیزند .موسیقی متال نیز با پرداختن به موضوعات " مرگ" و " رنج" خود را گرد تفكرات ذكر شده می یابد و بر عقایدخویش اصرار می ورزد .
به عبارت كوتاه هوی متال "موسیقی نارضایتی " است و اكثر این نارضایتی سیاسی است . در نگاه اول این موسیقی فاقد اصول زیبایی شناسی است . اما با اندكی تامل در صداها و ضربات ممتد و پر تحرك این موسیقی به راحتی می توان دریافت كه زیبایی شناسی به حد " كمال " مورد توجه قرار گرفته است .
هوی متال با استفاده از تكنیك " پالم میوت " كه از تكنیك های سبك بلوز است و با استفاده از افكت " دیستروشن" صدایی متفاوت ایجاد می كند كه القا شدن حس خشونت به شنونده از همین جا ناشی میشود . "هوی متال " سعی دارد با استبداد مخصوص خود در قالبی آزاد اعلام كند كه " ما می خواهیم بگوییم كه هر فرد بصورت خود آگاه به عنوان یك پایانه حركتی و تاثیر گذار در جامعه حضور پیدا كرده است وحق گزینش رفتار برای او حقی ضروری است "
در گذر از تاریخچه هوئ متال همانطور كه خواهیم دید كج روی های زیادی به چشم می خورد ، جنبش هایی كه اگر با دیدی دقیق و منصفانه به آنها بنگریم متوجه می شویم كه جز " شعار" و " كج روی" نیست .
هوی متال هم مانند بسیاری از جنبش ها در نقاطی بازیچه دست سرمایه داری و سیاست های استعماری می گردد و گاه مخاطبان كوته فكر و نا آگاه كه با بت سازی و تقلید مسیر متال را منحرف كرده و آن را تبدیل به نوعی جریان منفور می كند . اینان توجه نمی كنند كه جنبش هوی متال بر ضد تقلید و تكرار برخاسته و به همین علت اولین چیزی كه در برخورد با یك جوان دوستدار متال به چشم می خورد نشانه های تقلید كوركورانه است . همین نا آگاهی هاست كه باعث می شود به جای آنكه به هوی متال به عنوان وسیله ای برای " تبادل فرهنگی " دیده شود به عنوان نوعی " تهاجم فرهنگی " دیده می شود .
موسیقی هوی متال از كجا شروع شد ؟
دوران موسیقی هوی متال را محققان و صاحب نظران این موسیقی به چهار دسته تقسیم می كنند :
1- دوره اول از 1968 تا 1983(دوران نماد گرایی/متال اولیه/عشرت طلبی )
2- دوره دوم از 1983 تا 1988 (دوران مصرف گرایی/متال مدرن/كاربرد گرایی )
3- دوره سوم از 1988 تا 1996 (بازگشت به عواطف/متال پست مدرن/پوچ گرایی عاطفی)
4- دوره چهارم از 1996 تا حال (اخلاق گرایی/متال سازمان یافته/تعالی گرایی)
علت این تقسیم بندی تفاوت هایی است كه در فرم موسیقی ، طرز تفكر فلسفی، طریقه انتشار و نیز نوع برخوردی است كه با این سبك رخ داده است
خوب دیگه زیادیتون می شه بقیش رو ۳-۲ دیگه می ذارم...